تبليغاتX
کلک راستگوی

کلک راستگوی

ویژه طنز

شام چهارشنبه یا اگر دقیقاً افغانی بگویم، شب پنجشنبه، برنامهء زنگ خطر را ـ برنامهء طنزی و انتقادیی که هفتهء یکبار از سوی تلویزیون خصوصی  طلوع به نشر می رسد ـ تماشا می کردیم.

 در حاشیهء این برنامه یک نمایش کمیدی توسط سه تن از گرداننده گان این برنامه ساخته شده بود که ظاهراً به موضوع روزگذرانی خانم ها  در ادارات دولتی پرداخته شده بود.

در این میان از سه ممثلی که در نقش خانم بازی می کردند دوتن آنان باردار بودند و دوستان هم می کوشیدند با این موضوع بازی کنند و همواره موضوع باردار بودن را به سخریه بگیرند و آن را مسخره کنند.

 من با پیرنگ یا موضوع اصلی این نمایش مخالفت ندارم و شاید هم با برخی از قسمت های آن موافق باشم. چنانچه من بارها به ادارات دولتی دیده ام نه تنها خانم ها که حتی آقایان، برنامهء روزانهء شان تا ساعت ده صبح آمد آمد از خانه است،  پس ازآن تا ساعت دوازده ترتیبات نان چاشت است، تا ساعت دو تفریح برای نماز و پس از آن هم رفتن رفتن.

از دید من ما نباید برای کمیدی ساختن یک نمایش مسلهء بارداری خانم ها را که یک موضوع طبیعی است، با این زشتی بازیچه بسازیم.

 از آنجاییکه من یکی از دوستان و دوستداران طنز هستم به هیچ عنوانی موافق نیستم که موضوع بارداری زن را که به گونهء طبیعی هر مادر با آن مواجه می شود و نیز مشکلاتی را که حین بارداری به آن بر می خورد، به مسخره بگیرم. آنچنانیکه گرداننده گان برنامهء زنگ خطر کرده بودند.

اینکه یک زن هنگام بارداری شکم اش بزرگ می شود، وزنش اش زیاد می شود، با مشکل راه میرود، اشتهایش زیاد می شود، دل اش می خواهد چیز های تلخ و شیرین بخورد، با همدیگر در مورد بارداری و دیگر مسایل خود بحث و گفتگو نمایند و...  تنها زن هایی که در ادارات دولتی کار می کنند چنین نیستند، این ها همه مسایل طبیعی اند، شاید هر زن چنین باشد.

همینسان برخی گفتگو های این نمایش نیز از دایرهء اصول و قواعد طنز پا فراتر می گذارد و در کشوری مانند افغانستان خیلی زود است تا همچو مواردی را در تلویزیون علم کنیم. به گونهء مثال در یک قسمت نمایش یکی از ممثلین شکم ممثل دیگر را محکم می گیرد و می گوید که احتیاط که طفل ات پایین نیفتد، ظاهراً این جمله خنده دارد، بسیار چیز های دیگری هم هستند که خنده دارند، اما طنز نیستند.

آسیب ها و پیامد های منفی اینگونه حرکت ها در جامعهء ما بیشتر از آنچه ما تصور کرده ایم می باشد. در کشوری که اکثریت مردم آن حاضر نیستند، دختران شان به مکتب بروند، با دیدن چنین برنامه ها چه خواهند کرد؟

 در اینجا می خواهم به یک مسلهء دیگر هم اشاره کنم که شاید بعضی ها بیایند و استدلال کنند و مثال بیاورند که  این کار در کشور های مترقی و پیشرفته  می شود و یک موضوع عام است، از اینکه در افغانستان  یک کار نو است چنین به نظر می رسد.

می خواهم بگویم که چنین موضوعی اخلاقاً شاید در هیچ کشوری روا نباشد و اگر هم باشد، من به کشوری دیگر کاری ندارم. آنچه می گویم درست نیست، هدفم در جغرافیای که من زنده گی می کنم درست نیست و در جغرافیای که این تلویزیون از آن نشرات دارد و بیشتر بیننده گان اش نیز از همین محدودهء جغرافیایی هستند (افغانستان).

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 14:36  توسط شفیق پیام  |